مرجع: در تهیهی این مطلب از چند منبع استفاده شده که لینک منابع در انتهای مطلب آمده است.
تاریخ انتشار: ۱۵ تیر ۱۴۰۵
مدت مطالعه: حدود ۱۰ دقیقه
یادگیری همیشه در شرایط عادی و قابل انتظار رخ نمیدهد. همهگیری کرونا یکی از فراگیرترین نمونههای این تجربه بود که روند یادگیری میلیونها دانشآموز در سراسر جهان را مختل کرد و نشان داد آمادگی نظامهای آموزشی برای مواجهه با بحران، به اندازهی کیفیت برنامههای درسی اهمیت دارد. با این حال، این تجربه، درسهای ارزشمندی نیز برای نظامهای آموزشی به همراه داشت: از تدوین روشهای اثربخش در آموزش آنلاین تا طراحی برنامههای جبرانی، حمایت هدفمند از دانشآموزان آسیبپذیر و تلاش برای حفظ تداوم آموزش در شرایط بحرانی. امروز این آموختهها میتوانند در مواجهه با هر اختلالی در فرایند آموزش حضوری، راهنمای معلمان و برنامهریزان آموزشی باشند.
اگرچه شرایط امروز با دوران همهگیری یکسان نیست، اما بسیاری از خانوادهها و معلمان ایرانی در ماههای اخیر با دغدغههایی مشابه روبهرو بودهاند. تعطیلیهای مکرر مدارس، آموزش آنلاین در سایهی اختلال و قطعی اینترنت، بحرانهای سیاسی و اقتصادی و محدود شدن دسترسی به آموزش حضوری، فرصتهای یادگیری برای بسیاری از دانشآموزان را کاهش دادهاست.
پژوهشهای انجامشده پس از همهگیری نیز نشان میدهد که شکافهای یادگیری تنها نتیجهی تعطیلی مدارس یا کاهش زمان آموزش نیستند، بلکه ترکیبی از عوامل آموزشی، خانوادگی، اقتصادی، اجتماعی و روانی در شکلگیری آنها نقش دارد. از این رو، دانشآموزانی که در مناطق محروم زندگی میکنند یا به فناوری و منابع آموزشی دسترسی کافی ندارند، معمولا بیشتر آسیب میبینند و نابرابریهای آموزشی در چنین شرایطی عمیقتر میشود.
این تجربهها یک پیام روشن دارند: جبران فرصتهای از دسترفته یادگیری به معنای افزایش زمان آموزش نیست؛ بلکه به معنای بازآفرینی تجربهای از یادگیری است که در آن دانشآموز بار دیگر احساس امنیت، انگیزه، تعلق و توانمندی کند.
تجربهی جهانی پس از دوران همهگیری چه میگوید؟
در چنین شرایطی، شاید مهمترین پرسش این باشد که برای جبران این شکافهای آموزشی چه میتوان کرد؟ در سالهای پس از همهگیری، بسیاری از کشورها برای جبران فرصتهای از دسترفتهی یادگیری برنامههای یادگیری تابستانی را در مقیاس گسترده اجرا کردند.
نتایج این برنامهها نشان داد که موفقترین تجربهها فقط به آموزش مطالب درسی محدود نبودند. بسیاری از دانشآموزان علاوه بر عقبماندگی درسی، بخشی از انگیزه، اعتمادبهنفس، مهارتهای ارتباطی و عادتهای یادگیری خود را نیز از دست داده بودند. بنابراین، برنامههای موفق تلاش میکردند این ابعاد را نیز همزمان تقویت کنند.
مطالعات انجامشده پس از طوفان کاترینا نیز به نتایج مشابهی رسید. این پژوهشها نشان دادند که تمرکز صرف بر جبران دروس عقبافتاده، بدون توجه به نیازهای اجتماعی و عاطفی دانشآموزان، نمیتواند به پایداری یادگیری منجر شود. آنچه بیش از همه اهمیت داشت، ایجاد روابط حمایتی میان بزرگسالان و دانشآموزان و فراهم کردن فرصتهایی برای مشارکت فعال آنان در فرایند یادگیری بود.
به همین دلیل، بسیاری از برنامههای جبرانی آموزش را با تجربههای اجتماعی و مشارکتی پیوند زدند. در این برنامهها، آموزش در کنار فعالیتهایی مانند نشستهای کتابخوانی، بحثهای گروهی، بازیهای تیمی، پروژههای مشترک و فعالیتهای داوطلبانه پیش میرفت تا دانشآموزان بار دیگر یادگیری را تجربهای لذتبخش، معنادار و مرتبط با زندگی واقعی بدانند.
چنین فعالیتهایی صرفا جنبهی سرگرمی ندارند، بلکه بخشی اساسی از فرایند جبران یادگیری به شمار میآیند؛ زیرا بهویژه برای دانشآموزانی که ارتباط کمتری با آموزش سنتی برقرار میکنند، فرصت مناسبی برای تقویت احساس تعلق، مشارکت و مهارتهای ارتباطی فراهم میکنند. افزون بر این، پژوهشها نشان دادهاند کودکانی که از مهارتهای اجتماعی، ارتباطی و هیجانی قویتری برخوردارند، معمولا شادتر هستند و این احساس بهزیستی اغلب با عملکرد تحصیلی بهتر نیز همراه است.
تابستان؛ فرصتی برای جبران افت تحصیلی
اگر قرار است تابستان به جبران بخشی از عقبماندگیهای آموزشی کمک کند، نباید آن را به نسخهی فشردهای از سال تحصیلی تبدیل کرد. تابستان زمان افزودن ساعتهای طولانی کلاس و تکالیف بیشتر نیست، بلکه فرصتی برای خلق تجربههای یادگیری متفاوت و جذاب است. در واقع، موفقیت برنامههای جبرانی بیش از هر چیز به کیفیت طراحی آنها، حضور مستمر دانشآموزان و نقش معلمان توانمند بستگی دارد، نه صرفا به افزایش زمان آموزش.
والدین چگونه میتوانند به جبران یادگیری کمک کنند؟
برای والدین، شاید مهمترین توصیه این باشد که ایجاد فرصتهای بیشتر برای یادگیری را با فشار برای درس خواندن بیشتر اشتباه نگیرند.
بنابراین به جای تلاش برای مرور همهی مطالب سال تحصیلی، بهتر است ابتدا مشخص شود که کودک دقیقا در کدام مفاهیم پایه مشکل دارد. گاهی ضعف دانشآموز تنها در یک یا دو مهارت پایه، مانند روانخوانی، درک مطلب یا محاسبات ریاضی، بر عملکرد او در سایر درسها اثر میگذارد. تمرکز بر تقویت این مهارتهای بنیادین معمولا اثربخشتر از مرور همهی مطالب است.
افزون بر توجه به ارزیابیهای پایان سال تحصیلی و بازخورد معلمان، والدین میتوانند تواناییهای فرزند خود را در فعالیتهای روزمره مشاهده کنند. برای مثال، آیا کودک میتواند بدون شمردن تکتک اشیا، یک مجموعهی پنجتایی را تشخیص دهد؟ یا آیا میتواند یک فهرست خرید ساده را بخواند یا بنویسد؟ چنین مشاهدههایی تصویر دقیقتری از تواناییهای واقعی دانشآموز ارائه میدهند.
تمرین این مهارتها الزاما به کلاس، کتاب درسی و انجام تکلیف به شیوههای سنتی نیاز ندارد. بسیاری از فرصتهای یادگیری در دل زندگی روزمره شکل میگیرند. فراهم کردن کتابهایی متناسب با علایق کودک، تشویق او به نوشتن خاطرات روزانه، مشارکت دادن او در برنامهریزی و خریدهای خانه، کمک گرفتن از کودک در آشپزی، سپردن مسئولیت نگهداری از گیاهان و گفتوگو دربارهی اخبار و رویدادهای روزمره، از جمله فعالیتهایی هستند که میتوانند به تقویت مهارتهای خواندن، نوشتن، تخمین، اندازهگیری، استدلال و حل مساله در کودکان کمک کنند. این فعالیتها تنها برای پرکردن اوقات فراغت توصیه نمیشوند؛ بلکه بخشی از فرایند بازسازی تجربهی یادگیریاند.
آموزش جبرانی موثر؛ معلمان از کجا شروع کنند؟
برای معلمان نیز آموزش جبرانی، بیش از هر چیز، به معنای شناسایی نیازهای واقعی هر دانشآموز است.
تجربههای جهانی نشان دادهاند که آموزش جبرانی زمانی موفقتر است که بر تعداد محدودی از اهداف آموزشی مشخص متمرکز باشد. دانشآموزی که در جدول ضرب، درک کسرها یا مهارت خواندن مشکل دارد، بیش از آنکه به حجم زیادی از محتوا نیاز داشته باشد، به تمرین اختصاصی و هدفمند، بازخورد مستمر و فرصت کافی برای تثبیت یادگیری نیاز دارد. بنابراین، برنامههای جبرانی زمانی موثرترند که متناسب با نیاز دانشآموزان طراحی شوند، نه زمانی که همه یک برنامهی یکسان دریافت کنند.
رویکردهایی مانند مرور منظم مطالب و بازگشت مداوم به مفاهیم پایه، به تثبیت یادگیری و انتقال اطلاعات به حافظهی بلندمدت کمک میکنند. برای مثال، اختصاص چند دقیقه از هر جلسه به مرور هدفمند مباحث پیشنیاز، میتواند در عمل این فرایند را تقویت کرده و دانشآموزان را برای یادگیری مفاهیم جدید آمادهتر کند.
در کنار این رویکردها، فعالیتهای پروژهمحور نیز میتواند یک مکمل موثر برای برنامههای جبرانی باشد. در این شیوه، دانشآموز به جای انجام مجموعهای از تمرینهای جدا از هم، روی یک مساله یا محصول مشخص کار میکند؛ برای مثال طراحی یک باغچه، مستندسازی تاریخچهی محله، تهیهی یک پادکست یا یک ژورنال آنلاین، یا یافتن راهحلی برای یک مسالهی واقعی در مدرسه یا محله. چنین پروژههایی به معلم امکان میدهند فرایند یادگیری دانشآموز را در عمل مشاهده کند: اینکه چگونه اطلاعات را جستوجو میکند، آنها را سازمان میدهد، برای حل مساله تصمیم میگیرد و آموختههای خود را در موقعیتی تازه به کار میگیرد. به همین دلیل، پروژهها تنها ابزاری برای تمرین نیستند، بلکه فرصتی برای ارزیابی عمیقتر یادگیری و ارائهی بازخورد مستمر نیز به شمار میآیند.
در کنار حمایتهای آموزشی، توجه به نیازهای اجتماعی و عاطفی نیز ضروری است.
دانشآموزانی که احساس امنیت میکنند، باور دارند تواناییهایشان با تلاش رشد میکند و میدانند معلمان انتظارات بالایی از آنها دارند، معمولا عملکرد تحصیلی بهتری دارند. فشار آموزشی بدون ارتباط موثر، فقط استرس ایجاد میکند و دانشآموزان مضطرب نمیتوانند از تمام ظرفیت یادگیری خود استفاده کنند. شاید یکی از مهمترین پیامهایی که معلمان میتوانند به دانشآموزان منتقل کنند این باشد: «میدانم این دوران سخت بوده است، اما ما در این مسیر کنار هم هستیم و به توانایی تو ایمان داریم.»
مدیران مدارس چه نقشی دارند؟
مدیران مدارس نیز میتوانند با نگاهی جامعتر به آموزش جبرانی، نقش مهمی در بازسازی یادگیری ایفا کنند.
تجربهی برنامههای موفق نشان میدهد که ترکیب آموزش درسی با فعالیتهای گروهی، حمایت اجتماعی و مشارکت خانوادهها، اثربخشی برنامههای جبرانی را افزایش میدهد. حتی در شرایطی که منابع محدود است، میتوان با طراحی برنامههای کوتاه اما هدفمند، تشکیل گروههای کوچک یادگیری، استفاده از کتابخانهها، فضاهای فرهنگی و ظرفیتهای محلی، فرصتهای ارزشمندی برای دانشآموزان فراهم کرد.
همچنین، تصمیمگیری دربارهی آموزش جبرانی زمانی موثرتر خواهد بود که بر دادههای واقعی استوار باشد. بررسی نتایج ارزشیابیها، بازخورد معلمان و شناسایی دقیق مهارتهایی که بیشترین آسیب را دیدهاند، به مدارس کمک میکند منابع محدود خود را بر مهمترین نیازهای آموزشی متمرکز کنند، نه اینکه برای همهی دانشآموزان یک برنامهی مشابه در نظر بگیرند.
آنچه نباید دربارهی آموزش جبرانی فراموش کنیم
شاید مهمترین درسی که از سالهای پس از همهگیری میتوان گرفت این باشد که یادگیری فرایندی پیوسته است. هرچند وقفههای آموزشی میتوانند آثار واقعی و گاه نگرانکنندهای داشته باشند، اما این اثرها الزاما دائمی نیستند. دانشآموزان توانایی چشمگیری برای بازیابی و پیشرفت دارند؛ به شرط آن که فرصتهای مناسبی برای یادگیری در اختیارشان قرار گیرد. تحقق این هدف، مستلزم آن است که در کنار شناسایی چالشها و شکافهای آموزشی، تابآوری، تواناییها و استعدادهای کودکان را نیز ببینیم. دانشآموزی که احساس کند توانمندیهایش مورد توجه قرار گرفته است، با انگیزه و اشتیاق بیشتری به یادگیری روی میآورد تا دانشآموزی که مدام با کمبودها و ضعفهایش تعریف میشود.
تابستان امسال میتواند فرصتی فراتر از یک دورهی استراحت باشد: فرصتی برای بازسازی عادتهای یادگیری، تقویت مهارتهای پایه، افزایش اعتمادبهنفس دانشآموزان و کاهش بخشی از شکافهایی که در ماههای گذشته ایجاد شدهاند.
با این حال، لازم است زاویهی نگاه خود را نیز تغییر دهیم. بسیاری از دانشآموزان مهارتی را که هرگز فرصت کافی برای آموختن آن نداشتهاند «از دست ندادهاند»؛ آنها فقط هنوز فرصت کافی برای یادگیری آن را پیدا نکردهاند. این تغییر نگاه، گرچه مساله را بهتنهایی حل نمیکند، اما امید، خوشبینی و انگیزهی لازم را برای ادامهی مسیر در دانشآموزان، خانوادهها و معلمان تقویت میکند.
در نهایت، هدف آموزش جبرانی نباید این باشد که کودکان در چند هفته همهی آنچه را از دست دادهاند جبران کنند؛ بلکه باید به آنها کمک کند دوباره به یادگیری علاقهمند شوند، احساس کنند میتوانند پیشرفت کنند و باور داشته باشند که تواناییهایشان با هر فرصت تازه برای یادگیری، رشد خواهد کرد. این شاید ارزشمندترین دستاوردی باشد که میتوان از دل یک بحران به دست آورد.
منابع:
1- Four Ways Parents Can Help Address Learning Gaps
2- What Can You Do About Pandemic Learning Losses?
3- 7 Strategies to Help Mitigate Learning Loss
4- New NWEA Report Shows Summer School is an Effective Post-Pandemic Academic Intervention
5- School’s in for Summer: A Scalable and Effective PostPandemic Academic Intervention
6- Planning for Summer: What We Know About Effective Summer Learning Programs
7- Investing in Summer Learning: A Smart Strategy for Student Success and Economic Growth
8- 7 Ways to Help Close the Achievement Gap
9- How informal learning can help to improve reading and math achievement
