مرجع: International Journal of Environmental Research and Public Health
تاریخ انتشار: ۸ آبان ۱۴۰۵
مدت مطالعه: ۱۰ دقیقه
ترک تحصیل یکی از مهمترین چالشهای نظامهای آموزشی در سراسر جهان است که پیامدهای آن تنها به زندگی فردی دانشآموزان محدود نمیشود. تحصیلات بیشتر میتواند فرصتهای شغلی بهتر و درآمد بالاتری فراهم کند، دسترسی به خدمات سلامت را بهبود بخشد و به داشتن سبک زندگی سالمتر کمک کند. در برخی کشورها، اجباری شدن آموزش با بهبود شاخصهای سلامت در نسلهایی که مشمول این قوانین بودهاند، همراه شده است. حتی برخی برآوردها نشان میدهند که سرمایهگذاری در آموزش ممکن است بیش از برخی پیشرفتهای پزشکی به بهبود سلامت و حفظ جان انسانها کمک کند. به همین دلیل، برخی پژوهشگران بر این باورند که باید ترک تحصیل را بهعنوان مسئلهای مرتبط با سلامت عمومی جدی گرفت.
از دیدگاه روانشناختی، ترک تحصیل معمولا نتیجهی یک تصمیم ناگهانی نیست، بلکه نقطهی پایانی یک فرآیند طولانی است که طی آن پیوند دانشآموز با مدرسه بهتدریج تضعیف میشود. این فرایند ممکن است در پی تجربههای منفی یا نارضایتی از محیط مدرسه آغاز شود و در نشانههایی مانند کاهش توجه، غیبتهای مکرر، افت تحصیلی، بیعلاقگی به فعالیتهای مدرسه یا رفتارهای نامطلوب نسبت به همسالان یا معلمان بازتاب پیدا کند. نوجوانان در دورههای گذار تحصیلی، بهویژه هنگام ورود از متوسطهی اول به متوسطهی دوم، ممکن است بیش از دیگران در معرض چنین تجربهای قرار بگیرند.
این پدیده در جوامعی که با محرومیتهای اقتصادی و اجتماعی مواجهاند با شدت بیشتری مشاهده میشود؛ زیرا عوامل بیرون از مدرسه، مانند مشکلات خانوادگی، فشارهای اقتصادی، بیثباتیهای سیاسی، تجربهی آسیب یا انتظارات اطرافیان نیز میتواند دانشآموز را از مسیر تحصیل دور کند. بنابراین، پیشگیری از ترک تحصیل نیز تنها با حمایت از دانشآموزانی که در معرض ترک مدرسه هستند امکانپذیر نیست، بلکه مستلزم توجه به شرایط مدرسه و عواملی است که میتوانند نوجوانان را به ادامه تحصیل ترغیب کنند.
اعتماد به معلم؛ نقطهی آغاز پیوند با مدرسه
برای دانشآموزانی که با محرومیت اقتصادی یا نابرابری اجتماعی روبهرو هستند، مدرسه میتواند نقشی فراتر از یک محیط آموزشی داشته باشد. این نقش بهویژه زمانی اهمیت پیدا میکند که فشارهای اجتماعی و اقتصادی، حمایت خانواده، بستگان یا دوستان را محدود کرده باشد. در چنین شرایطی، حضور بزرگسالانی قابل اعتماد در مدرسه میتواند تجربهای از ثبات، امید و حمایت را در اختیار دانشآموز قرار دهد.
اعتماد بهطور کلی به معنای انتظار مثبت در یک رابطه نسبت به رفتارها و نیتهای دیگران است. تحقیقات نشان دادهاند که در جوامعی با سطح بالاتر اعتماد، افراد از سلامت بهتری برخوردارند. اعتماد در مدرسه زمانی شکل میگیرد که دانشآموز باور داشته باشد معلم به رفاه، رشد و موفقیت او اهمیت میدهد، رفتارش منصفانه و قابل پیشبینی است و در شرایط دشوار میتواند روی حمایت او حساب کند؛ وجود چنین رابطهای این پیام را به دانشآموز منتقل میکند که برای مواجهه با مشکلات تنها نیست، در صورت لزوم میتواند درخواست کمک کند و در محیط مدرسه بزرگسالی حضور دارد که او را میبیند و رشدش را جدی میگیرد.
اهمیت این رابطه برای دانشآموزانی که با محرومیتهای ساختاری دستوپنجه نرم میکنند یا منابع حمایتی بیرون از مدرسه را بهنحوی از دست دادهاند دوچندان است. در چنین شرایطی، رابطه با یک معلم قابل اعتماد میتواند بخشی از ثباتی را فراهم کند که دانشآموز برای ادامهی مسیر رشد و یادگیری به آن نیاز دارد.
معلمان قابل اعتماد چه ویژگیهایی دارند؟
اعتماد، تنها از صمیمیت یا خوشرفتاری معلمان به وجود نمیآید، بلکه در جریان رفتارهای روزمره و تکرارشونده شکل میگیرد. دانشآموزان زمانی به معلم خود اعتماد میکنند که او را فردی شایسته و مسلط به کار خود ببینند؛ کسی که با علاقه تدریس میکند، مطالب را به شیوهای روشن و جذاب ارائه میدهد و به توانایی همهی دانشآموزان برای یادگیری و پیشرفت باور دارد.
در کنار شایستگی حرفهای، ثبات رفتاری نیز اهمیت زیادی دارد. معلم قابل اعتماد به وعدههایش پایبند میماند، انتظاراتش را بهروشنی بیان میکند، در موقعیتهای دشوار قوانین را به شکلی منصفانه به کار میگیرد و از قضاوتهای شتابزده پرهیز میکند. دانشآموز باید بتواند تا حدی پیشبینی کند که معلم در موقعیتهای مختلف چگونه رفتار خواهد کرد. این ثبات، از سردرگمی و نگرانی او میکاهد و نشان میدهد که رابطه بر قواعدی روشن استوار است، نه بر واکنشهای لحظهای و سلیقهای.
معلمِ قابل اعتماد در ارتباط با دانشآموزان صادق و گشوده است، اشتباهات خود را میپذیرد و در ارتباط با دانشآموزان شفاف است. او فضایی ایجاد میکند که گفتوگو در آن ممکن باشد و دانشآموز برای بیان یک مساله یا درخواست کمک، نگران تحقیر یا سرزنش شدن نباشد.
خیرخواهی نیز یکی از پایههای این رابطه است. دانشآموز باید در عمل احساس کند که توجه معلم تنها به نمره و عملکرد تحصیلی او محدود نمیشود، بلکه شرایط فردی، دشواریها و نیازهای او نیز در نظر گرفته میشود. این ویژگیها در کنار هم تصویری از معلمی میسازند که هم در کار خود توانمند است و هم میتوان به رفتار و نیت او اعتماد کرد.
اعتماد به معلم و احساس تعلق
وقتی دانشآموزان معلم خود را توانمند، صادق، باثبات، پذیرا و حامی میبینند، مدرسه نیز برای آنها به نهادی قابلاتکاتر تبدیل میشود. چنین اعتمادی میتواند دانشآموزان را به مشارکت بیشتر در فعالیتهای مدرسه ترغیب کند و به آنها کمک کند خود را بخشی از این محیط بدانند. به این ترتیب، کیفیت رابطه با معلم میتواند مبنایی برای شکلگیری پیوندی عمیقتر با جامعهی مدرسه و احساس تعلق به آن باشد.
«احساس تعلق» به این معناست که دانشآموز خود را عضوی پذیرفتهشده و ارزشمند از مدرسه بداند و احساس کند حضورش در آن اهمیت دارد. این احساس تنها به دوستداشتنِ مدرسه یا رضایت از کلاس محدود نمیشود؛ بلکه به این معناست که دانشآموز مدرسه را بخشی از زندگی و هویت اجتماعی خود میداند و برای جایگاهی که در آن دارد ارزش قائل است. این احساس تعلق با مشارکت بیشتر دانشآموزان در فعالیتهای مدرسه، مشکلات رفتاری و هیجانی کمتر و عملکرد تحصیلی بهتر همراه است و میتواند احتمال فاصله گرفتنِ تدریجی آنان از مدرسه و ترک تحصیل را کاهش دهد.
اعتماد به معلم و خودباوری تحصیلی
شیوهی مواجههی دانشآموزان با دشواریهای تحصیلی و چالشهای یادگیری تا حد زیادی به این بستگی دارد که تواناییهای خود را چگونه ارزیابی میکنند. این باور که از آن با عنوان «خودکارآمدی تحصیلی» یاد میشود، نشان میدهد دانشآموز تا چه اندازه خود را قادر به یادگیری، انجام تکالیف، حفظ انگیزه و غلبه بر موانع تحصیلی میداند.
دانشآموزی که به توانایی خود باور دارد، دشواری یک تجربه یا شکست را لزوما نشانهی ناتوانی نمیبیند و پس از تجربهی ناکامی، آمادگی بیشتری برای تلاش دوباره دارد. خودکارآمدی از این طریق بر تمرین خودتنظیمی، حفظ انگیزه و پشتکار اثر میگذارد و این بهویژه برای دانشآموزانی که به ترک مدرسه فکر میکنند، اهمیت دارد.
خودکارآمدی یک ویژگی ثابت نیست و در جریان تجربههای دانشآموز شکل میگیرد و تغییر میکند. تجربهی موفقیت، احساسات دانشآموز هنگام روبهروشدن با چالشهای تحصیلی و مشاهدهی عملکرد و پیشرفت دیگران میتوانند بر برداشت او از تواناییهایش اثر بگذارند.
در این میان، کیفیت روابط دانشآموز با معلمان نیز بیتاثیر نیست. باور به تواناییهای فردی زمانی میتواند موثرتر باشد که دانشآموز در کنار آن، به حمایت معلم نیز اعتماد داشته باشد؛ یعنی احساس کند بزرگسالی قابل اعتماد در مدرسه حضور دارد که به او اهمیت میدهد، رفتاری منصفانه و قابل پیشبینی دارد و در شرایط دشوار از او حمایت میکند. دانشآموزی که هم به تواناییهای خود باور دارد و هم از حمایت معلمی قابل اعتماد برخوردار است، در مواجهه با مشکلات، کمتر احساس تنهایی میکند و آمادگی بیشتری برای پشت سر گذاشتن ناکامیها و ادامهی تحصیل دارد.
پیشگیری از ترک تحصیل، فراتر از حمایت تحصیلی
پیشگیری از ترک تحصیل تنها به شناسایی و حمایت از دانشآموزانی که در آستانهی ترک مدرسه هستند محدود نمیشود؛ بلکه مستلزم توجه به تجربهی دانشآموزان در محیط مدرسه و روابطی است که در آن شکل میگیرد.
در این میان، اعتماد به معلم میتواند نقش مهمی ایفا کند. رویکردهای آموزشی خلاقانه و کلاسهای جذاب زمانی میتوانند به حفظ پیوند دانشآموز با مدرسه کمک کنند که در کنار آنها، رابطهای مبتنی بر احترام، انصاف و حمایت نیز شکل بگیرد. وقتی دانشآموز معلم خود را فردی قابل اعتماد میداند، راحتتر مشکلاتش را مطرح میکند و برای غلبه بر چالشهای تحصیلی کمک میخواهد. چنین رابطهای میتواند احساس تعلق او به مدرسه را تقویت کند و به او کمک کند در مواجهه با ناکامیها، اعتماد خود را به توانایی یادگیری و پیشرفت از دست ندهد. به این ترتیب، روابط مبتنی بر اعتماد، احساس تعلق و خودکارآمدی تحصیلی میتوانند در کنار یکدیگر به مشارکت بیشتر دانشآموز در فرایند یادگیری و تمایل او به ادامهی تحصیل کمک کنند.
البته مسئولیت ایجاد چنین رابطهای را نمیتوان تنها بر عهدهی معلمان گذاشت. معلمانی که خود با فرسودگی شغلی، احساس تنهایی یا کمبود حمایتهای حرفهای روبهرو هستند، ممکن است برای ساختن روابط پایدار با دانشآموزان با دشواری بیشتری مواجه شوند. آموزشهای حرفهای، فرصت همکاری و تبادل تجربه با همکاران، دسترسی به حمایتهای تخصصی و فراهم بودن فضایی برای گفتوگو و بازاندیشی میتوانند به معلمان کمک کنند تا نقش ارتباطی خود را بهتر ایفا کنند.
