یادگیری تاریخ از راه سرگرم کردن کهنه‌سربازان

تاریخ انتشار: ۲۲ دی ۱۳۹۴

 

دانش‌آموزان کلاس پنجم تصمیم گرفتند برای عده‌ای از بازنشستگان ارتش که در یک خانه سالمندان دولتی نگهداری می‌شدند برنامه‌هایی فرهنگی و سرگرم‌کننده برگزار کنند. این پروژه برای کلاس تاریخ اجرا شد. دانش‌آموزان حین تحقیق برای شناسایی نیازهای اجتماع پیرامون‌شان از یک خانه سالمندان بازدید کردند و متوجه شدند افرادی که هر یک در دوران جوانی خدمات اجتماعی ارزشمندی ارائه داده بودند، دوران پیری را در سکوت و تنهایی و افسردگی سپری می‌کنند.

 

دانش‌آموزان برای خدمت‌رسانی به گروه بازنشستگان ارتش برنامه‌هایی سرگرم‌کننده تدارک دیدند که حین اجرای آن‌ها می‌توانستند با خاطرات و تجربه‌های این کهنه‌سربازان آشنا شوند و تاریخ شفاهی معاصر را ثبت و ضبط کنند. برنامه‌ریزی برای این پروژه خدمت‌رسانی از کلاس تاریخ فراتر رفت و کلاس ادبیات را هم شامل شد. یکی از اقدامات بچه‌ها نوشتن نامه به بازنشستگان ارتش بود؛ هرکدام از آن‌ها باید درباره خودش می‌نوشت و نامه را به نام یکی از کهنه‌سربازان به خانه سالمندان می‌فرستاد تا به این ترتیب باب نامه‌نگاری و ارتباط گشوده شود.

 

دستور زبان و انواع روش‌های بیوگرافی‌نویسی از حیطه کلاس تاریخ خارج و به کلاس ادبیات مربوط بود. علاوه بر این، در جریان برگزاری بازارچه خیریه‌ و نمایش فیلم و تدارک یک نمایش کوتاه برای سالمندان پای درس‌های ریاضی و هنر هم به ماجرا باز شد و طرح بیش از پیش وسعت یافت. دانش‌آموزان حین برنامه‌ریزی و اجرا روی فرآیند کار خودشان نظارت داشتند و دائم در آن بازنگری می‌کردند. در جریان جلسات هفتگی درباره تجربه‌هایشان حرف می‌زدند، معلم موضوعاتی را تعیین می‌کرد تا بچه‌ها تجربه‌شان درباره آن را مکتوب کنند و به کلاس بیاورند، نوشتن خاطرات روزانه، تهیه خبرنامه درباره پیشرفت کار و اتفاق‌های تازه و تدارک برای جلسه معرفی فرآیند کار به مدیر و دیگر معلمان مدرسه بخش‌های دیگری از کار بچه‌ها بود که به آن‌ها امکان می‌داد در هر مرحله از کار نگاه دقیق‌تری به عملکردشان داشته باشند.


در جریان این پروژه بچه‌ها بدون تکیه بر سخنرانی معلم یا حفظ کردن اطلاعات کتاب درسی توانستند تاریخ معاصر، روش‌های محاسبه سود و زیان، دستور زبان و نوشتن را فرا بگیرند، نمایشنامه بنویسند و با تاریخ هنر نمایش آشنا شوند. افزون بر این، با مشارکت در یک عمل جمعی مهارت‌های ارتباطی‌شان تقویت شد، با تقسیم کار و مسئولیت‌پذیری اجتماعی آشنا شدند، دیدی جامع‌تر نسبت به معضلات و نیازهای محیط زندگی‌شان پیدا کردند، برای رفع یکی از آن نیاز یک خدمت اجتماعی معنادار عرضه کردند که دست‌آوردهای آن برای جامعه هدف نیز ارزشمند و مؤثر و راهگشا بود و از این طریق شناخت بهتری نسبت به توانایی‌ها و ضعف‌ها و قوت‌های خودشان پیدا کردند.