چرا بچه‌ها دروغ می‌گویند؟

همه بچه‌ها گه‌گاهی دروغ می‌گویند. در واقع یادگیری دروغ گفتن به‌شکل هدف‌مند و مؤثر  نشانی از هوش کودک به شمار می‌آید.

 

به گفته لارنس کوتنر، روانشناس و نویسنده شش کتاب درباره رشد کودکان، ساختار ساده‌ترین دروغ‌ها هم نشان‌گر وجود رشد اجتماعی، مغزی، فکری و احساسی کودک است: «دروغ گفتن کودکان دلایل متفاوتی دارد، اما بیشتر کودکان دروغ می‌گویند چون از دیدگاه آن‌ها راحت‌ترین راه حل برای مشکلات‌شان است».

 

به کودک سه ساله‌ای فکر کنید که با لباس آغشته به مربا، کنار دیوار آشپزخانه‌ای که سرتاسرش مربا مالیده شده، ایستاده است و یک شیشه مربا هم در دست دارد. اگر از او بپرسید «تو مربا رو به دیوار مالیدی؟» می‌گوید «نه». کوتنر می‌گوید: در منطق کودکانه درک اختلاف بین «آدم بد بودن» و «کار بد انجام دادن» بسیار دشوار است. وقتی کودک خود را آدم بدی نمی‌داند، مبتنی بر استدلال ساده خود، نمی‌تواند کار بدی انجام داده باشد.

 

این پژوهش‌گر معتقد است با بزرگ‌تر شدن بچه‌ها، درک آن‌ها از اثرات عمل‌کرد خود بیشتر می‌شود، توانمندی‌شان در همدلی افزایش می‌یابد  و قوه ادراک پیشرفته‌تر باعث پیچیده‌تر شدن دروغ‌گویی در آن‌ها می شوند. پس از این مرحله است که بچه‌ها برای افزایش اعتمادبه‌نفس یا فرار از تنبیه و سرزنش دروغ می‌گویند.

 

هراس از تنبیه

در مستند «حقیقت کودکانی که دروغ می‌گویند» که از شبکه بی.بی.سی پخش شد، به مطالعه‌ای که سال ۲۰۱۱ در دو مدرسه متفاوت در غرب افریقا انجام شد، اشاره می‌شود. یکی از مدارس تحت قوانینی سخت و با سخت‌گیری زیاد اداره می‌شد و دیگری قوانین ملایم‌تری داشت و مدیریت آن آسان‌گیرتر بود.

 

ویکتوریا تالوار و همکارانش آزمونی به نام «حدس زدن» طراحی کردند که از کودکان می‌خواست بدون نگاه کردن حدس بزنند چه چیزی پشت سرشان صدا می‌کند. به هنگام اجرای آزمون بزرگ‌سالان در اتاق حضور نداشتند و وقتی به اتاق وارد می‌شدند از کودکان می‌پرسیدند آیا به آن نگاه کرده‌اند یا نه؟

 

به گفته تالوار احتمال دروغ گفتن کودکانی که در فضایی با تنبیه‌های تند و سخت‌گیرانه درس می‌خواندند، بیش‌تر از دانش‌آموزان مدرسه دیگر بود. توان‌مندی دروغ‌گویی در این کودکان نیز پیشرفته‌تر بود. این پژوهش‌گر نتیجه می‌گیرد که سخت‌گیری و دروغ‌گویی رابطه مستقیم دارند و سخت‌گیری زیاد به افزایش دروغ‌گویی می‌انجامد.

 

خانم تالوار معتقد است نه فقط در فضای مدرسه که سخت‌گیری والدین نیز نتیجه مشابهی خواهد داشت. او می‌گوید: آنچه در این پژوهش و آثار و تحقیقات دیگران درباره رفتارهای ضد اجتماعی کودکان می‌بینم نشان می‌دهد والدین سخت‌گیر که به احساسات کودک بی‌اعتنا هستند و خشن‌اند، مانع درونی شدن نگرش و رفتار اخلاقی در کودک می‌شوند. البته خانم تالوار تأکید می‌کند که این نوع سخت‌گیری نباید با روش تربیتی مبتنی بر نظم و مقررات که برای احساسات کودک احترام قائل است، یکسان دانسته شود.

 

کوتنر می‌گوید اگر کودک احساس کند با اعتراف به این‌که به موقع به خانه نیامده، تحقیر و تنبیه می‌شود، منطقی‌ است که دروغ بگوید. در این شرایط دروغ‌گویی یک رفتار انطباقی است.

 

روش‌های تربیتی والدین بر دروغ‌گویی اثر دارند؟

تالوار می‌گوید این سؤال پیچیده یک جواب ساده ندارد و نمی‌توان گفت کدام شیوه پروشی و تربیتی از دروغ‌گویی بچه‌ها جلوگیری می‌کند: «لازم است پدران و مادران مقررات و انتظارات محکمی از فرزندان‌شان داشته باشند، اما نباید زور بگویند. توجه به واکنش‌ها و احساسات بچه‌ها و همین‌طور احساس خودشان به عنوان والد ضروری است».  

 

کوتنر هم با این دیدگاه موافق است و می‌گوید: «اگر دروغ‌گویی در کودک شما به پدیده‌ای مزمن بدل شده یا به نحوی خود-تخریب‌گر دروغ می‌گوید، تنها کاری که باید انجام دهید این است که به او کمک کنید زندگی بهتری داشته باشد. نباید پلیس‌وار مچ‌گیری کنید و دروغ‌هایش را به رخش بکشید، بلکه به او کمک کنید احساساتی را که منجر به دروغ‌گویی می‌شود، بشناسد و بر آن‌ها چیره شود».

 

مثلاً اگر کودک هشت‌ساله‌تان به دروغ می‌گوید تکالیفش را به معلم تحویل داده اما معلم چیزی تحویل نگرفته، به‌جای فشار آوردن بر کودک و اعتراف‌گیری از او، بر پیدا کردن راه حل تمرکز کنید، مثل راه‌هایی که مهارت نظم و ترتیب را در او تقویت کند. کودک در چنین شرایطی فکر می‌کند اگر بگوید مشق‌هایش را تحویل نداده به درد سر می‌افتد و تنبیه یا حتی طرد می‌شود. پس دروغ‌گویی تنها راه نجات و امنیت است.

 

کوتنر پیشنهاد می‌کند با دروغ‌گویی به عنوان یک مسئله انضباطی و تربیتی برخورد کنید، نه فرصتی برای تنبیه: به یاد داشته باشید دروغ گفتن امری عادی و انسانی‌ست و هدف تربیت و پرورش کودک این است که یاد بگیرد چه‌طور مسائل زندگی واقعی را بدون دروغ گفتن حل کند. پس به جای تمرکز بر دروغ‌گو خواندن کودک، به مسائلی توجه کنید که عامل دروغ‌ گفتن هستند و راه حلی پیش پای کودک بگذارید که او به دلیل خردسالی نتوانسته برای خود پیدا کند».

 

منبع